در تاریخ : سه شنبه، 11 مرداد ماه، 1390 موضوع : یادداشت مدیر
شايد در ابتداي قرن بیستم ، مهم ترين شيوه براي شناسايي افراد تيزهوش، به كارگيري تست هاي هوشي بود كه البته اين امر در نيمه دوم قرن بيستم بر اثر انباشت تجارب علمي و پژوهش هاي دامنه دار به شيوه هاي پيچيده تري بدل شد . حال ديگر اين اطمينان حاصل شده كه استعدادهاي انساني تنها با فرمول ساده بهره هوشي قابل اندازه گيري و ارزيابي نيست و تست هاي موجود در واقع قابليت هاي پيچيده و متنوع انساني را كه يك امر كيفي است به امري كمي كاهش مي دهند. (تست هاي هوش قادر به سنجش خلاقيت نيستند و استعدادهاي هنري و زيبايي شناختي و ساير توانايي هاي بارز آدمي را آشكار نمي سازند) از اين رو مقياس هاي تازه و پيچيده اي براي ارزيابي خلاقيت و استعدادهاي متنوع آدمي، به كار گرفته مي شود.
از آن جا كه وظيفه شناسايي، پرورش و رشد افراد تيزهوش و مستعد عمدتًا به نهادهاي آموزشي در نظام هاي اجتماعي، محول شده، از اين رو مباحث و چالش هاي نظري و عملي در زمينه استعدادهاي درخشان، در حوزه نظام هاي آموزشي در جهان تمركز يافته است.
در اين رابطه دو رويكرد كلان قابل شناسايي است:
رویکرد اول در زمينه شناسايي و پرورش ويژه استعدادهاي درخشان چنين استدلال مي كند كه اگر نظام هاي اجتماعي و به ويژه نهادهاي آموزشي، فرصت هاي مناسب و برابر در اختيار همگان بگذارند، همه افراد قدرت و توانايي مشابهي بروز خواهند داد . ظرفيت هاي زيستي انسان ها برابر است و نظام هاي آموزشي بايد شرايط ظهور و بالندگي استعدادها را به تساوي براي همه فراگيران مهيا سازند . در باب انتقاد از این رویکرد ، باید یادآوری شود جز در چند مرکز محدود و خاص ، مدارس استعدادهای درخشان از امکانات خاص آزمایشگاهی و آموزشی برخوردار نیستند. حال آنکه مدارسی وجود دارند که از لحاظ امکانات آموزشی و رفاهی در سطوح بسیار بالاتری نسبت به مدارس سمپاد قرار دارند. در این صورت تنها عامل پیشرفت و نتایج مناسب دانش آموزان سمپادی را می توان استعداد و زمینه ی هوشی و همچنین محیط مناسب رشد (که صرفا به دلیل تجمیع استعدادهای برتر در کنار یکدیگر ایجاد می شود ، نه تغییر عنوان مدارس به سمپاد!) دانست .
رويكرد موافق در زمينه استعدادهاي درخشان، درست نقطه مقابل ديدگاه فوق است . از ديد گروه موافقان، مفهوم آموزش و پرورش براي همه، ارائه برنامه هاي مشابه براي همه شاگردان نيست بلكه آن است كه هر دانش آموزي بايد به فراخور توانايي و استعداد ذهني و عاطفي خود از برنامه هاي آموزش و پرورش حداكثر استفاده را ببرد و براي نيل به اين مقصود نظام هاي آموزشي بايد شرايط مناسب را فراهم آورند . عدالت آن است كه هر كس به اندازه توانايي و استعدادش در جامعه مورد توجه قرار گيرد. اين رهيافت، توجه به استعدادهاي درخشان را از حيث فلسفي و اخلاقي درست مي داند و بر تفاوت هاي فردي تأكيد دارد . استدلال موافقان اين است كه صاحبان استعدادهاي درخشان داراي قابليت هايي هستند كه ديگران ندارند و در نتيجه درست نيست كه آموزش و پرورش براي آن ها مثل افراد متوسط، برنامه ريزي كند . قابليت هاي افزوني كه برخي از افراد دارند در نهايت به خير جامعه مي انجامد ، بنابراين بهتر است اين افراد از امكانات بيشتري برخوردار شوند . برخورداري تيزهوشان از امكانات و برنامه هاي آموزشي خاص، حق مسلم آن ها است و جزيي از مسئوليت مهم نظام هاي آموزشي است .
حال با توجه به این دیدگاه ها و روال نزولی جایگاه سمپاد ، به راحتی می توان پی برد آنچه که عقاید مسئولین را شکل داده ، توده ای است خمیری شکل از افکار که اکثریت ترکیب آن را رویکرد اول در مورد توجه به استعداد های برتر تشکیل داده است. ذکر لفظ خمیری صرفا جهت بیان دمدمی بودن مسئولین در تصمیم گیری است که وابسته به این عامل است که در لحظه تصمیم گیری خمیر افکارشان رو به کدام طرف ورز خورده باشد . تصمیماتی چون افزایش مراکز و میزان پذیرش آن ها و تناقض آشکارشان در مقابل ادغام سمپاد و دانش پژوهان جوان ، با هدف جلوگیری از موازی کاری در زمینه فعالیت های مربوط به رشد استعدادهای برتر ، به خوبی نشان دهنده عدم داشتن برنامه است.
حال نام سمپاد ، مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش پژوهان جوان است. روزگاری سمپادی ها به اینکه چقدر خلاصه نام مرکزشان روان است و چه ارزش و اعتباری دارد افتخار می کردند و حالا ، ورودی های جدید دیگر ممپادی (و شاید ممپاد دپژ!) نامیده می شوند و البته شاید با این روال آزمون های ورودی بهتر باشد آن ها را همان ممپادی بنامیم!
این چند خط ، به سبب روال مرسوم ، یادداشت مدیر به جهت افتتاح سایت هم سمپادی تلقی می شود . اما چه کنیم که ناگزیر بودیم این کار را با ذکر مشکلات شروع کنیم . که شاید این هم به سبب سمپادی بودنمان و ویژگی واکنش نشان دادن به ایرادات اطرافمان باشد.
مدیریت هم سمپادی
ادامه